الفيض الكاشاني
177
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
و شهوت غالب مىشود و در نتيجه وفاى به عهد صورت نمىگيرد ، و اين نيز ضدّ صدق است . از اين رو خداوند فرموده است : رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ « 1 » . صدق پنجم در اعمال است و آن عبارت از اين است كه بكوشد اعمال ظاهرى او بر امرى باطنى كه وى بدان متصف نيست دلالت نداشته باشد ، و اين كوشش نبايد او را وادار سازد كه اعمال را ترك كند ، بلكه بايد باطن را به سمت تصديق ظاهر سوق دهد ، و اين خلاف چيزى است كه ما دربارهء ترك ريا ذكر كرديم ، چه ريا كننده كسى است كه همين مقصود را به خاطر خلق دارد ، و بسا نمازگزار كه به هيأت خشوع به نماز ايستاد و مقصودش مشاهدهء ديگران نيست ليكن دلش از نمازش غافل است و كسى كه به او مىنگرد او را در حضور خداوند ايستاده مىبيند ولى او در باطن ميان بازار در حضور يكى از شهوتهايش ايستاده است . اينها كارهايى است كه به زبان حال گوياى خبرهايى از باطن است كه او در آنها كاذب مىباشد در حالى كه از او صدق در اعمال مطالبه خواهد شد . همچنين گاهى ديده مىشود كه انسانى با سكون و وقار در حركت است در حالى كه باطن او به اين صفتها موصوف نيست لذا او در عملش صادق نمىباشد هر چند توجهى به خلق ندارد و قصدش ريا و خودنمايى نيست . بنابراين راه نجات از اين خطرات آن است كه نهان و اشكار انسان يكسان باشد . باطنش را مانند ظاهرش يا بهتر از آن كند چه اگر ظاهرش خلاف باطنش باشد و به عمد اين كار را مرتكب گردد عمل او ريا گفته مىشود و فاقد اخلاص است و اگر بدون قصد باشد صدق در عمل را از دست داده است . از اين رو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفته است : « بار خدايا ! نهانم را بهتر از آشكارم قرار ده و آشكارم را شايسته گردان » « 2 » . گفتهاند : اگر نهان و آشكار بنده يكسان باشد آن انصاف است ، و اگر نهان او بهتر از آشكارش باشد فضل است . و اگر آشكارش بهتر از نهانش باشد ستم است . لذا يكسان بودن ظاهر و باطن يكى از انواع صدق مىباشد . مىگويم : در اين مورد امير مؤمنان عليه السّلام فرموده است : « به خدا سوگند من شما را بر اداى طاعتى تشويق نكردم جز اين كه در عمل به آن بر شما پيشى گرفتم . و از گناهى شما را نهى نكردم جز اين كه پيش از شما از آن دست بازداشتم « 3 » . »
--> ( 1 ) احزاب / 23 : . . . مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستادهاند . ( 2 ) عراقى گفته است : من اين را نيافتم . ( 3 ) نهج البلاغه بخش خطبهها ، شماره 73 .